|
:: فوتو بلاگ سجاد آریان <--------> هر جمعه به روز می شود ::
|

موجیم و وصل ما از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است، رفتن رسیدن است
تا شعله در سریم ،پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم ،از فوج دیگریم
پرواز بال ما ،در خون تپیدن است
پر می کشیم و بال ،بر پرده خیال
اعجاز ذوق ما،در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم،جز سایه ای ز خویش
آیین آیینه ،خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان،خواندیم و خامشی
پاسخ همین ترا،تنها،شنیدن است
بی درد و بی غم است ،چیدن رسیده را
خامیم و درد ما ،از کال چیدن است
"استاد قیصر امین پور"